داستان*0*

یکشنبه 6 آبان 1397 05:21 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ღmanakaღ
موضوع: داستان ? عشق نیش دار ?

سلام بچه ها*0*

پس از سالها بازم می خوام داستان بنویسم-.-

البته نا گفته نماند ه الانم در حال نوشتنم/:

اون کمیکه بیشتر.

بریم سراغ خود داستان.

نام:

عشق نیش دار

خیلی باحال شده اسمش*0*

اینم از خلاصش:

یه خون آشام بود که با بقیه ی خون آشاما فرق می کرد.

اون اگه خیلی خون نمی خورد یه حالتی پیدا می کرد

که حالت انسان بودنش از بین می رفت و هر کی رو می دید سریع

می خواست خونشو بخوره تا به حالت عادی خودش برگرده و...

یروز اون تو مدرسه یه دختره رو می بینه و عاشقش می شه.

تصمیم می گیره خون خواری رو ترک کنه و...

خیلی غمناک تموم می شه/:

اینم از شخصیتا:

نام:ماری

سن:17

همون دختره که خون آشامه عاشقش شده.

See the source image

نام:تینابل

سن:19

از خونواده ی خون اشاماس ولی خون نمی خوره.

خواهر اون پسرس که خون آشام بود.

نام:سلنا

سن:17

دوست صمیمیه ماری

See the source image

نام:جویی

سن:18

همون خون آشامه

See the source image

نام:جینر

سن:16

برادر خون آشامه

فینیش^^

امید وارم خوشتون بیاد^^




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 آبان 1397 07:08 ب.ظ



کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر